عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
822
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
و نيكى باز دارد زيرا كه نيكى تو را كسى سپاسگذارى خواهد كرد كه از آن نيكى بهرهمند نمى گردد ( و آن ذات اقدس پروردگار است ) و تو نيز از شكر شكر گذار بيش از آنچه كه كفران كننده ضايع مى گذارد بهرهمند خواهى شد 237 لا تؤيسنّ مذنبا فكم عاكف على ذنبه ختم له بالمغفرة و كم من مقبل على عمل هو مفسد له ختم له فى آخر عمره بالنّار : گنهكار را ( از رحمت واسعهء پروردگار ) نوميد مگردان زيرا چه بسيار كس كه بر گناهش ايستاد ( و از خدا آمرزش خواست ) و كارش بعفو و آمرزش خاتمه پيدا كرد و چه بسا كسى كه بر عملش روى آورد ( و بدان تكيه كرد ) در صورتى كه آن عمل را تباه كننده بود و آخر عمرش كارش به آتش و دوزخ ختم خواهد شد . 238 لا تركنوا الى جهّالكم و لا تنقادوا لأهوائكم فانّ النّازل بهذا المنزل على شفا جرف هار : بسوى نادانان مايل نشويد و هواهاى نفستان را گردن ننهيد زيرا آن كس كه به منزل هواى نفس نازل گردد بر لب پرتگاه دوزخ ايستاده است ( و بالاخره در آن سر نگون خواهد شد ) 239 لا يقولنّ احدكم انّ احدا اولى بفعل الخير منّى فيكون و اللّه كذلك انّ للخير و الشّرّ اهلا فمهما تركتموه كفاكموه اهله : نكند كه ( كار شما به جائى كشد كه ) يكى از شما بگويد ديگرى به كار خير كردن از من سزاوار تر است زيرا كه به خدا قسم كه همينطور است و براى خير و شرّ هر دو اهلى است هر كدام را شما واگذاريد ديگرى آن را انجام دهد و از شما كفايت نمايد . 240 لا تجعل اكثر همّك باهلك و ولدك فانّهم ان يكونوا اولياء اللّه سبحانه فانّ اللّه لا يضيع وليهّ و ان يكونوا اعداء اللّه فما همّك بأعداء اللّه : نكند كه بيشتر همّت و كارت را در بارهء اهل و اولادت صرف كنى زيرا كه آنها اگر دوستان خداوند سبحان باشند البتهّ خداوند دوستش را ضايع نخواهد گذارد و اگر دشمنان خدا باشند كه براى چه همّت در بارهء دشمنان خدا مصروف گردد . 241 لا يحننّ احدكم حنين الأمة على ما زوى عنه من الدّنيا : نكند كه براى دنياى از دست رفته يكى از شما همچون كنيز زر خريد و گرفتار بناله برخيزد ( كه دنيا آن قدرها ارزش ندارد ) .